السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )

71

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )

خوش‌خُلقى ناميده شود . مانند رخدادهايى كه اينك در اروپا بين جوانان و دوشيزگان ، مردان و زنان شوهردار ، زنان و مردان و فرزندان و خانواده‌ها معمول است و در مجالس جشن و شب نشينى و رقص و . . . رواج دارد ؛ جريان‌هايى كه زبانى كه داراى ادب دينى باشد ياراى گفتن آن را ندارد . و چه بسا چيزهايى كه در طريقهء دينى در شمار امور عادى است ، به نظر آنان عجيب و غريب و خنده‌دار جلوه كند و بالعكس ! و همهء اينها بر اثر آن است كه اختلاف نوع فكر و ادراك ، موجب اختلاف راه مىشود . « 1 » همان‌گونه كه دانستيد ، در اين مرام‌هاى « احساسى » از تعقل ، جز همان مقدارى كه راه بهره‌بردارى و لذت را هموار كند استفادهء ديگرى نمىشود ، زيرا تنها هدف همين است و چيز ديگرى جز از سنخ خودش نمىتواند معارض و مانع آن شود ؛ تا بدان‌جا كه قوانين رايج امروز ، كارهايى نظير جنگ و دوئل را نيز تجويز مىكند ، زيرا هر كسى هر چه را بخواهد و هوس كند حق اوست ، مگر آن كه مزاحم اراده و خواهش جامعه باشد . اگر شما در اين اختلاف هدفى كه بين مرام دين و مرام تمدن وجود دارد نيك بينديشيد ، خواهيد ديد كه چرا رويه اجتماع غربى با طبع جامعهء بشرى سازگارتر است تا رويهء جوامع دينى ، ولى تنها تمدن غربى نيست كه با طبايع مردم موافق است - كه ما فقط تمدن مغرب زمين را بر دين ترجيح دهيم - بلكه همهء مرام‌هايى كه از قديم‌ترين اعصار انسانى تا عصر ما در ميان مردم دنيا معمول و متداول بوده ، اعم از مرام‌هاى مربوط به دورهء چادرنشينى و مرام‌هاى متمدن ، در اين جهت ، وجه مشترك دارند كه در اولين وهلهء عرضه ، مردم ، آنها را بر دين كه دعوت به حق مىكند ، ترجيح مىدهند ، چون طبع مردم محكوم به بت‌پرستى مادى است .

--> ( 1 ) . كل ذلك لاختلاف نوع الفكرة و الادراك باختلاف الطريق